ميرزا حسن حسينى فسايى
1030
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
آفتاب و در زمستان از باران آزار مىكشيد . و از اجله منتسبين اين سلسله است : قدوه اخيار و اسوه ابرار حاجى ميرزا محمد تاجر شيرازى در زمان زندگانيش جز صيت « 1 » سوداگرى او را كسى نشنيد و جز كاروان تجارت او را كسى نديد . عامل و گماشتگانش از حدود چين تا اقصى بلاد فرنگستان پراكنده بودند و در هر سالى دو بار چندين بار قماش و متاع هندوستان و فرنگستان به فقرا و درويشان احسان مىنمود و از مآثر او در شيراز مسجد حاجى ميرزا محمد است كه در پهلوى خانه خود ساخته و چندين هزار تومان در آن خرج نموده است و در جانب شمالى آن ، آبانبارى مانند فكر حكيمان عميق و چون همت بزرگان وسيع ، به انجام رسانيده است و صفه تابستانه مسجد را پشت بام آن قرار داده است و در سال 1256 به رحمت ايزدى پيوست و او را دو نفر پسر است : اول آنها صفهء حكما و قدوه علما ، جامع معقول و منقول ، حاوى فروع و اصول راضى به قدر و قضا حاجى ميرزا محمد رضا حكيم الهى چندين سال در شيراز جنت طراز جز او كسى علوم عقليه را نگفتى و در ولآلى مقالات كماليه و كلاميه و حكمت را نسفتى در سال 1295 در عالم فانى بدرود زندگانى را نموده ، به روضهء رضوان خراميد و او را پنج نفر پسر است : اول و دويم : كمالات اكتسابان ، عالمان فاضلان ممجد ميرزا محمد حسين و حاجى - ميرزا محمد مشغله خود را تحصيل علوم قرار دادهاند . پسر سيم و چهارم و پنجم مرحوم حاجى ميرزا محمد رضاست : عاليجاهان خلاصة الاشباهان ميرزا مصطفى و ميرزا زين العابدين و ميرزا محمد على همه در دار الخلافه طهران متوقفند و اولين آنها مشغول تجارت است و دويمين در سفارتخانه دولت بهيه انگليس منشى رسائل و دفتردار گشته و سيمين آنها ، مواظب صناعت طبابت است . پسر دويم مرحوم حاجى ميرزا محمد تاجر شيرازى است : عمدة الاعيان حاجى ميرزا - محمد باقر تاجر . دست از عمل تجارت موروثى باز نداشته است . و از منتسبين اين سلسله تجار است : ملك اعاظم كتاب ، مقبول اولى الالباب ميرزا محمد حسين كاتب السلطان « 2 » خلف الصدق حاجى محمد على تاجر شيرازى . خط نسخ تعليقش با خط مير عماد استاد اين خط برابرى دارد و اخلاق حسنهاش بر اقران و اماثل برترى دارد ، والدهء عفيفهاش دختر حاجى ميرزا محمد تاجر شيرازى است و چندين سال مىگذرد كه در طهران به منصب جليل كاتب السلطانى سرافراز است و از منتسبين اين سلسله تجار است : ناظم ابيات بديعه ، مستخرج لآلى از اصداف قريحه ميرزا مهدى نوائى تخلص منشى
--> ( 1 ) . در متن : ( سيط ) . ( 2 ) . او مختصرى از گزارش زندگى خود را در پايان يك نسخه مثنوى مولانا كه به خط كم نظير خود كتابت كرده چنين آورده است كه : ( در تهران با اصناف مردم محشور شدم تا روزى به يكى از خاصان دربار ناصر الدين شاه برخوردم و او متعهد شد كه اوراق مثنوى را به عرض شاه برساند پس به پيشگاه شاه شرفياب شدم و از خط من تمجيد كرد و به تكميل مثنوى مامورم كرد و در قليل مدت استكتاب نسخه را به پايان رساندم و اين در تاريخ 1279 بود مير محمد - حسين يقينا يكى از چيرهدستترين خوشنويسان است و در رديف يكى از ده تن كاتب خوش نويس نستعليق درجه - اول قرار دارد كه تاكنون كاتب خوشنويس زبردستى چون وى نيامده است . . . نستعليق را از شش دانگ جلى تا كتابت خفى و غبار كمتر كسى چون وى نوشته است پس از قتل ناصر الدين شاه در دربار مظفر الدين شاه به خدمت پرداخت و آثارى به نام مظفر الدين شاه ، از او باقى است او تا سال 1316 زنده بود . ( اطلس خط ، ص 570 ) .